![]() |
![]() |
|
| یادمان باشد اگر روزی دل هایمان گرفت طلب عشق به هر بی سر و پایی نکنیم |
|
بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سرفصل کتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن *** بوسه يعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه يعنی حس طعم خوب عشق طعم شيرينی به رنگ سادگی *** بوسه يعنی وصل شيرين دو لب بوسه يعنی خلسه در اعماق شب بوسه يعنی مستی از مشروب عشق بوسه يعنی آتش و گرمای تب *** طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای يک بوسه است بهترين هديه پس از يک انتظار بشنويد از من فقط يک بوسه است *** بوسه را تکرار می بايد نمود بوسه يعنی عشق و آواز و سرود بوسه يعنی وصل جانها از دولب بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود
تقدیم به عزیزترینم شقایق جونم سال نو مبارک امیدوارم سالی خوب همراه با موفقیت وسلامتی داشته باشی 1386 |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
سلام به همگی و یه سلام خدمت شقایق جونم
عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
سلام به همگی
و یه سلام مخصوص خدمت عزیز خودم یعنی شقایق گلم تصمیم گرفتم برای اینکه فضای وبم عشقولانه تر بشه یه ترانه توش بذارم و چون شقایق جونم ترانه های شادمهرو دوس داره تصمیم گرفتم از شادمهر یه آهنگ بذارم عزیزم امیدوارم خوشت بیاد شقایق جون میدونی چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
و من بوی تو را روی تو را عشق تو را یاد تو را می طلبم با تمام وجود می نویسم با همه فهم و شعور می گویم تو را داشتن می ارزه به همه دنیام تو فقط تویی معنای عشق
مرا صد بار از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم کشاني دوستت دارم چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا کردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم
خیلی مقدسی برام مثل تموم آیه ها از تو برای تو میگم که لحظه هام به پای توست خونه قلبم کوچیکه اما همش به نام توست
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد بيدار باش من با سبدي پر از بو سه مي آيم و آن را قبل از چيدن ستاره هاي قلبت روي گونه هايت مي كارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم !! تقديم به بهترينم كسي كه مثل هيچكس نيست
دوستت دارم ، با صداقت ، بی نهایت ، تا قیامت |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
به قلب پاکت می نویسم قصه عشق را تا بدانی صداقتی که در چشمان تو دیدم عاشقم کرد و عاشقانه فریاد می زنم دوستت دارم
بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه
اگر روزي بيايد كه تمام بافت هاي بدنم را از من جدا سازند وبا آن طنابي بسازند و با آن طناب مرا به دار آويزند و جسدم را بر روي سنگهاي بيابان بكشند و هر تكه گوشتم به هر خاري وهر خاري به نوك كلاغي و هر كلاغي به دياري باز هم فرياد خواهم كشيد كه من يكي را دوست دارم آن هم تويي نازنينم
(شقایق عزیزم)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
هنر شمشیر این است که یکی را دو تا میکند بنازم هنر عشق را که دو تا را یکی میکند
اي عشق مدد کن که به سامان برسيم چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن... ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من... ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید... تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید... اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی...
نگاهي گرم بر ياس کردم تو را در برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم
بهانه وقتی زیباست که برای غم باشد غم وقتی زیباست که برای اشک باشد اشک وقتی زیباست که برای عشق باشد و عشق وقتی زیباست که برای تو باشد
اگه فرهاد، شيرين رو يادش بره اگه مجنون، ليلي رو يادش بره اگه پرنده، پرواز رو يادش بره من هيچ وقت تو رو یادم نمیره
به چشم های خود بیاموزید که نگاه به کسی نیندازند. اگر نگاه انداختند عاشق نشوند. اگر عاشق شدند وابسته نشوند. اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر مجنون شدند با عقل و منطق زندگی کنند. اینک که پا به این راه دشوار گذاشته اید با صداقت عشق را ابراز کنید. تنها عاشق 1 دل باشید. تنها به 1 نفر دل ببندید و با یکرنگی و یک دلی زندگی کنید. به عشق خود وفادار باشید تا پایان راه با عشق باشید و از ته دل عشق را دوست داشته باشید....
عاشق کسی باش که لایق عشقت باشه نه تشنه عشقت چون تشنه روزی سیراب می شود...
زندگي عشق است ....... عشق افسانه نيست ................ آنکه عشق را آفريد ديوانه نيست ........ عشق آن نيست .................... که در کنار ش باشي ... عشق آن است... که همواره با يادش باشي
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
مرد جواني در ارزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود. كشاورز گفت برو در ان قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را ازاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را به تو خواهم داد مرد قبول كرد.در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود. پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد... اما.........گاو دم نداشت!!!!!! زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
ميگويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه مه گرفته اي نوشتم دوستت دارم آرام گريست
باران ببار که دلم هواي يارم کرده است
شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسي نقش تو را خواهد شست
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی نفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
شایداین قسمتم ازسرنوشت چرااز زندگــــــی این شد نصیبم ؟!؟ نگفتی بی تو من خیـــلی غریبم
تو می روی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن بی تویک عمر برای گریه کردن فرصت دارم ، اما ... برای دیدن تو ،همین یک لحظه باقی ست
پس ازاین عشق ،به هرعشق جهان می خندم هـــرکه آرد سخــن عشـق به آن مـی خنـــدم روزی ازعشـق دلـــم سوخـت که خاکستـرشد بعـد ازاین سوز ،به هـر سوز جهـان می خندم
گرچه عمریست غریبــانه فراموش توام بــــازمحتـــاج تو و گــــرمی آغــوش توام باورم نیست که بیگانه شدی ازمن ومن همچـو یک خاطـره کهنــه فراموش تـوام
شهربی عابر وخالی ،شهرتنـهایی من بود لحظه شناختن تو ،لحظـه تموم شدن بود مگه میشه ازعروسک شعـــرعاشقونه ساخت ...؟!؟ عاشق چیزی که نیست شد روی دریـا خونه ساخت!!!
می رسد روزی که بی من روزها را سر منی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی میرسد روزی که تنها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
گريه درچشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كس نداند راز من
دوستی با هرکه کردم خصم مادر زاد شد آشیان هرجا گزیدم لانه ی صیاد شد آنرفیقی که با خون و دل پروردمش وقت مردن بر سر دار آمد و جلاد شد غربت ديرينه ام را با تو قسمت میكنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت می كنم رفتی و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
نگاهي کرد و من را در به در کرد يقين کرد عاشقم بعدش سفر کرد شکستي خورد و آمد تا بماند ولي من رفته بودم او ضرر کرد
سکوتم را به باران هديه دادم تمام زندگی را گريه کردم نبودی در فراق شانهايت به هر خاکی رسيدم تکيه کردم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
فرشته از سنگ میپرسه چرا از خدا نمیخوای تو رو انسان کنه؟ سنگ میگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم
ميدوني چرا وقتي کسي که عاشقش هستي ميميره تو فقط گريه ميکني؟چون فقط بهش عادت کردي. ولي اگه واقعا" عاشقش بودي تو هم ميمردي
نمی خواهم کسی جز من به یار من سخن گوید اگر چه قاصد من باشدو پیغام من گوید
تنها تویی در خلوت تنهاییم تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوائیم
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزي
كاش ميشد اشك را تهديد كرد ، مدت لبخند را تمديد كرد كاش ميشد در ميان لحظه ها ، لحظه ي ديدار را نزديك كرد
شما طبق قانون 28 ماده 5 قوانین دوستی به حبس ابد در قلب من محکوم هستید.آیا اعتراضی هم دارید؟؟؟
دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه
تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
شـمع به وقت مرگ پروانه ،به اوگفت که ای عاشق دیوانه فراموش شوی نیــک پـروانه به وی گفـت و بسـوخت طولــی نـکشد تو نیـز خاموش شوی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
به من مي گفت آنقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم. .... باور نداشتم... فقط يك امتحان ساده ... به او گفتم بمير ... سالهاست در تنهايي پژمرده ام ... كاش امتحانش نمي كردم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
روزي شاگردان نزد حکيم رفتند و پرسيدند استاد زيبايي انسان در چيست؟ حکيم دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت به اين دو کاسه نگاه کنيد اولي از طلا درست شده است و درونش زهر است و دومي کاسه اي گلي است و درونش آب گوارا است شما کدام را ميخوريد؟ شاگردان جواب دادند کاسه ي گلي را حکيم گفت آدمي هم همچون اين کاسه است آنچه که آدمي را زيبا ميکند درون و اخلاقش است |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
هيچ گاه چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نميفهمد گريان نكن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
اي کاش در آن لحظه که تقديم تو شد هستي من مي سپردم که مراقب باشي جنس اين جام بلور است پر از عشق و غرور است مبادا بازيچه شود مي شکند اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
هيچوقت مغرور نشو ..... برگها وقتي مي ريزن که فکر مي کنن طلا شدن !!!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
من در كلبه ي فقيرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري .من تو را دارم ،،،، كه تو مانند خود را نداري
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه سبز دلم را چید و رفت *** عاشقی های مرا باور نکرد عاقبت بر عشق من خندید و رفت *** اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت *** با غم هجرش مدارا میکنم گر چه بر زخمم نمک پاشید و رفت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچ کس کاری به کار من نداشت *** بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ *** او که خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
ممنونم از انتخابتون لطفا نظر یادت نره بازم به ما سر بزن بای
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دستت را به من بده تا از آتش بگذریم آنان که سوختند همه تنها بودند اگر چه دست های من زبر و کدر است ولی می توانم همراهت باشم در سکوت ثانیه های تنهایی...
و برای همیشه میگویم دوستت دارم چون تکرار این کلمه برایم لذت بخش است... برای تک دختر آرزوهایم (شقایق عزیزم) دوستت دارم... mehrdad_s3000 |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|